Meysam's Experiences

MeyEx ,محلی برای انتشار تجربیات من در زمینه های مرتبط با حوزه ی تولید نرم افزار

Meysam's Experiences

MeyEx ,محلی برای انتشار تجربیات من در زمینه های مرتبط با حوزه ی تولید نرم افزار

Meysam's Experiences

در زمینه ی تولید نرم افزار فعالیت دارم. نوشته های این بلاگ به طور خاص در مورد تمامی زمینه هایی که منتهی به تولید نرم افزار و یا تجربیاتی که در محیط کاریم کسب می کنم خواهند بود. [البته فعلا به دلیل مشغله های جانبی دیگر و داشتن مخاطب در آن حوزه ها, مطالب کمی غیر نرم افزار شده است!]
در این بلاگ سعی شده که مطالب به صورت تخصصی و دسته بندی شده منتشر شوند

تابلوی اعلانات
جدیدترین نظرات
  • Ali در ۳۱ تیر ۹۶، ۱۵:۴۷ ، نظرش اين بود كه:
    عالی

۹ مطلب با موضوع «تحلیلی» ثبت شده است

۱۵
بهمن
۹۳

داشتن یک نقشه ی راه و یک تصویر بزرگ و کلی از راهی که قرار هست چند سالی در آن گام برداریم - چه در قالب دوره ی کارشناسی و چه در دوره ی کارشناسی ارشد و حتی مقاطع بالاتر - به طور قطع کمک شایانی به پیشرفت ما خواهد کرد.

شاید بد نباشه که اینطور هم بگم که این مهم می تواند در انصراف ما از یک رشته ی تحصیلی به شکلی صحیح؛ کمک کند.

با این مقدمه؛ سایتی را که در این مطلب معرفی می کنم؛ در واقع یک منبع آللاین برای معرفی زمینه های رشته علوم کامپیوتر برای دانش آموزان دبیرستانی است که توسط شخصی به نام تیم بل؛ منتشر شده است.

گرچه اسمی از دانش آموز و دبیرستان به میان آمد؛ اما قطعا مطالعه ی مطالب این سایت به دانشجویان تازه وارد به رشته های مهندسی نرم افزار و علوم کامپیوتر کمک می کند تا تصویر بهتری از رشته ی تحصیلی خود به دست آورند.

 

Computer Science Field Guide
این سایت از دسترس خارج شده است
به این لینک سر بزنید.
آخرین بروز رسانی 1396/08/19

  • میثم هوشمند
۱۸
شهریور
۹۳

هادی, دانشجوی سال سوم مهندسی نرم افزار

سلام؛ چند وقت پیش از طرف یکی از دوستانم یک شرکت نرم افزاری به من معرفی شد تا برای کار به اون شرکت مراجعه کنم. ظاهرا کارشون این طور هست که به شما مدتی آموزش میدهند و بعدش در پروژه های پشتیبانی که دارند نیرو را به کار میگیرند؛ مثلا بانک ملت. قرارداد هم دو ساله می بندند؛ و حقوقش هم ماهی 1.2 الی 1.5 میلیون تومان هست. برای من سوال شده که اصلا مگه شرکت های نرم افزاری آموزش هم دارند؟ و اینکه این کار را قبول کنم یا نه؟

در کل می خوام از شما یک مشورت بگیرم در خصوص اینکه این کار را قبول کنم یا نه؟

 _ هادی به نظرم بیشتر می خواست تحلیل و حرف یک نفر را در خصوص این موقعیت بشنود؛ بنابراین شاید متنی که اینجا نوشته شده؛ نتونه خیلی خوب فضای اون صحبت ها را تداعی کنه_

میثم هوشمند:

سلام هادی جان؛

از آنجایی که نامه ی تو و شرایطی که عنوان کردی برای خیلی از دانشجوها به وجود میاد؛ جواب مفصل تری می نویسم که همه استفاده کنند، پس لطفا با حوصله بخونش.

اول اینکه ؛ عموما بحث آموزش زمانی معنا و قابلیت اجرایی پیدا می کند که حوزه ی کاری اون شرکت یا اون موقعیت شغلی مشخص و قابل پیش بینی و دارا چارچوب باشد. مثال می زنم؛ زمانی که قرار هست شما به عنوان نیروی متخصص یک محصول نرم افزار برای پیاده سازی پورتال های سازمانی کار کنید؛ تا مسئول فروش یک سری محصول سخت افزاری؛ خب کاملا طبیعی هست که مدتی را صرف آموزش  کنند برای اینکه نیروی جدید بتواند ایفای نقش کند.

اما در شرکت هایی که تولید نرم افزار می کنند و خصوصا خصوصا شرکت هایی که پروژه های پشتیبانی – و باز خصوصا پروژه هایی بدون حد و مرز و جنس مشخص- دارند؛ اینجا آموزش معنای خاصی نمی تواند داشته باشد؛ چرا که شخص باید با دنیایی از مفاهیم و اطلاعات اولیه و توانایی ها وارد این موقعیت شغلی بشود.

بنابراین با تعریفی که از اون شرکت و کارش ارائه کردی؛

  • میثم هوشمند
۲۷
مرداد
۹۲

در این مطلب به نوشتن چند جمله پیرو مطلبی که در لینک ذیل آمده هست بسنده خواهم کرد

تب استارتاپی ایران و خطرات آن برای اکوسیستم کارآفرینی کشور، دعوت به همفکری

ضمنا در لینک فوق, دعوت به همفکری شده است!

سایت خوش فکری از آن سایتهایی هست که فارغ از تخصص می تونه سایت خوبی برای خواندن و پیگیری باشد!

  • میثم هوشمند
۲۰
مرداد
۹۲

در این پست,طبق قرار قبلی در خصوص سمینار Pre Event استارت آپ ویکند 23 مرداد تهران

خواهم نوشت.

روند برگزاری همایش

نکاتی در خصوص توسعه ی موبایل اپلیکیشن برای پلتفرم اندروید

نکاتی در خصوص ران کردن یک استارت آپ

تفاوت استارت آپ با یک شرکت تجاری

و... از نکاتی هستند که منتشر خواهم کرد.

خوبی این پست این هست که به رشته ی کامپیوتر صرفا اختصاص ندارد!

طبق قرار قبلی مبنی بر ارائه ی گزارشی از این سمینار, مطالبی را از روی نتی که برداشتم می نویسم. امیدوارم که گویا و مفید باشد.

سمینار گرچه با نیم ساعت -حدودا- تاخیر شروع شد اما در مجموع خوب بود و قابل قبول البته به جز بخش پذیرایی آن!

ابتدا در خصوص روند برگزاری استارت آپ ویکند و ارائه ای ایده ها.

در شروع این رویداد و ابتدای روز اول شما 60 ثانیه زمان در اختیار دارید تا ایده ی خود را به گوش حضار برسانید و نظر افرادی که قرار هست در تیم شما قرار بگیرند و البته قبل از آن نظر داوران را به خود جلب کند. برای این منظورم خوب هست که این نکات را مد نظر قرار بدهید.

1. پنج ثانیه از زمان را به معرفی خودتان اختصاص بدهید.

2. ده الی بیست ثانیه بر روی شرح مشکلی که برایش راه حل دارید وقت بگذارید.

3. مابقی زمان را به ارائه ی راه حلی که در نظر دارید

4. در آخر هم زمانی را برای بیان نیازمندیهای فنی و نیروی انسانی گروه اختصاص بدهید

البته بر کسی نباید پوشیده باشد که توانمندی شما در فن بیان و زبان بدن و ایجاد هیجان در داوران و حضار نقش مهمی خواهد داشت!

خب روز اول با بیان کلی ایده بر اساس زمان بندی 60 ثانیه ای شروع می شود. بعد از ارائه ی ایده ها نوبت به رای گیری خواهد رسید. 10 ایده ی برتر امکان تشکیل گروه و بهره مندی از فرآیندهای باقی مانده در این رویداد را دارند.

بعد از معرفی ایده های برتر, نوبت به یارگیری می رسد. به این ترتیب که صاحبان ایده ها یک تابلو که روی آن نیازمندی های خود را نوشته اند بالای سر می گیرند و با مراجعه ی افراد علاقمند به ایده های مطرح شده مذاکرات با محوریت معرفی افراد به یکدیگر و بحث های بیشتر در مورد ایده صورت می گیرد.

بعد از آن نوبت می رسد به اینکه هر کدام از تیم ها با راهنمایی مربیان استارت آپ شروع کنند به مقدمات اولیه ی پروژه هاشون.

روز دوم مربیان جدی تر وارد گود می شوند و تیم ها را هدایت می کنند. البته تیم میتواند کلا درب را بر روی مربیان ببندد به این خیال که ما داریم کار می کنیم؛ مزاحم نشوید لطفا!

ادامه دارد

  • میثم هوشمند
۱۱
مرداد
۹۲

"علم فقط برای کسب ثروت"
عنوان اولین پست "مهمان" این بلاگ است که توسط همکارم سرکار خانم زهرا محمد باقری نوشته شده است. قبل از آن باید بگویم که ماجرای این پست از آنجایی شروع شد که مطلبی با عنوان " Senior Developer به چه کسی گفته می شود؟" را برای تعدادی از دانشجویان کلاس برنامه نویسی ارسال کردم. بعد از آن, یکی از دوستان سوالی مطرح کردند به این مضمون که: " من که تازه الان شروع کردم به یادگیری و تا الان چیزی از برنامه نویسی نمی دانستم  و در مقایسه با یک نفر که در هنرستان کامپیوتر خوانده کمتر می دانم, آیا می توانم  زمانی که خیلی هم دور نباشد از طریق این رشته و مهارت روی یک پروژه ی عملی کار کنم و درآمد کسب کنم یا اینکه فقط در حد یک سری اطلاعات پیش خودم می ماند؟". بعد از پاسخ به سوال ایشان که بیشتر از یک پرسش و پاسخ ساده به طول انجامید, برای من سوال پیش آمد که آیا آنچه که به عنوان راهنمایی و تجربیات به ایشان منتقل کردم با واقعیت بازار کار و دنیای کامپیوتر به چه میزان حقیقی و درست بوده است؟ البته بیشتر یک کنجکاوی, برای همین این موضوع را با همکارم مطرح کردم. بخشی از خروجی صحبت های ما مطلبی است که ذیلا نوشته شده است.

همین جا تشکر می کنم از خانم محمد باقری, به جهت زحمتی که برای نوشتن این پست متقبل شدند!

علم فقط برای کسب ثروت!

صحبت اصلا درباره آدم هایی نیست که دانشگاه می روند یا یک کلاس خاص تا بگویند می رویم دانشگاه یا فلان کلاس ، اول که این را گوشزد کنیم دسته بندی مان خیلی جمع و جور می شود و راحت تر می شود ادامه داد.در حقیقت صحبت سر آن دسته از ما آدم های جامعه ی ایران است که درس می خوانند یا مهارتی و علمی کسب می کنند تا از آن بهره برداری کنند.
برای این گروه وقتی به نتیجه ی تحصیل کردن یا آموختن فکر می کنیم و کلمه ی بهره برداری را به کار می بریم فقط یک امر است که از آن برای خودمان و اجتماع قابل قبول می شود،آنهم امر پول در آوردن.یعنی وقتی یک فعالیت جدی را شروع می کنیم باید یک توجیه عقلانی برای آن داشته باشیم که بشود انگیزه مان برای تلاش کردن و آنهم به صورت پیش فرض کسب ثروت است.آنوقت در برابر سوالِ "این کارها برای چی؟" جواب می دهیم "برای پول..."و به این شکل است که رضایت و تایید سوال کننده تامین می شود ، این سوال کننده حتی درون خود ما هم هست و فقط از بیرون نیست.
مساله این است که رفع نیاز مادی برای همه ی آدم ها از چنان اولویتی برخوردار شده که اجازه نمی دهد دلایل دیگری در تصمیم گیری هایمان دخیل شوند.حتی اگر ادعا کنیم که چنین نیست عاقبت عملکردمان موید همین مطلب است ،علم فقط برای کسب ثروت.

  • میثم هوشمند
۰۸
مرداد
۹۲

خیلی وقته که درست تمام شده و دنبال کار مناسب می گردی؟ کلی ایده توی ذهنت داری اما فکر می کنی که امکان اجرایی کردنشون را نداری؟
به نظرت جمع شدن در قالب یک تیم کاری برای پیش برد طرحی که داری یک کار اشتباه هست چون ممکنه ایده ی شما را تصاحب کنند؟
از کار کردن در قالب تیم های کوچک که به صورت تخصصی روی یک موضوع کار می کنند استقبال می کنی؟

این روزها پای درد دل هر جوانی که بنشینیم فصل مشترکی دارند به اسم "کار" – من بهش میگم مشغولیت (Business)- . عموما هم از قشر تحصیل کرده, خصوصا از گروه دانشجویان مهندسی هستند. البته شاید این تخمین برای عموم و اقلیت بودنشان از دید هر کس فرق داشته باشد. خیلی مهم نیست. مسئله این هست که همگی ما از دوران قبل از دانشگاه تیپ فکریمان این طور هست که:

دبیرستان را با معدل و وضعیت عالی پشت سر بگذاریم, به دانشگاه خوب در رشته ی خوب – در تعریف دانشگاه و رشته ی خوب هم جای بحث هست که فعلا در این مقال نمی گنجد- برویم, در یک بازه ی زمانی معقول فارغ التحصیل شویم, ....

تا اینجای فکرمان را, کم و بیش هم برایش تصویر ذهنی حقیقی داریم و هم ابزارهای پیمودن راه را در اختیار داریم. از کلاس کنکور و جزوه گرفته تا ملاقات با رتبه های برتر کنکور در بین فامیل و دوستان. اما حلقه ی مفقوده ای که از آن غافل هستیم نحوه ی ورود به بازار کار و شروع فعالیت تخصصی-رسمی ما در آن بازار هست. این بخش از رویای دانشگاه خوب-رشته ی خوب-کار خوب-درآمد خوب به نظرم هیچ موقع به شکل واقعی و صحیح پیش روی ما قرار داده نشده است.
و ما هم فرصتی برای برای لمس واقعیت این بخش از رویایی که حتما میتونه تبدیل به واقعیت بشه نداشتیم. نکته ای که که مهم است این هست که:

در ورود خودمان به بازار کار چقدر خودمان را مسئول می دانیم؟ سهم خودمان از تلاشی که برای ورودمان به بازار کار باید صورت بگیره چیست؟
اصلا سهمی برای خود قائل هستیم؟ یا تماما جامعه و مسئولین را ملزم به تلاش و کوشش و فراهم آوردن شرایط می دانیم؟


اگر برای خودت سهمی قائل هستی

اجازه بده تا شما را با چیزی آشنا کنم به اسم "Startup Weekend – استارت آپ ویکند" ...

  • میثم هوشمند
۰۳
مرداد
۹۲

از دوران قبل از دانشگاه - یعنی سوم دبیرستان که با درس رایانه آشنا شدم و کمی بعدتر از آن با خواندن کتاب های آموزش برنامه نویسی- و حتی در دوران دانشگاه, چیزی که به کرات در ذوق هر دانش جویی می زند یک دست بودن سبک و سیاق صورت مسئله های کتاب های برنامه نویسی هست.
  • برنامه ای بنویسید که نمرات یک دانشجو را دریافت کرده ...
  • برنامه ای بنویسید که لیست دروس دانشجویان را دریافت کرده و مرتب کرده و نمایش دهد.
  • برنامه ای بنویسید که اسامی دانشجویان را دریافت کرده و امکان جستجو را ارائه دهد.
  • ....
در دوره ی آموزش برنامه نویسی که جلسه ی سوم آن را هفته ی پیش گذراندم, اواخر کلاس بعد از تدریس مبحث Branching قصد تعیین یک تمرین برای دانش جویان کلاس را داشتم. به تبعیت از آنچه که بر من در طول ایام دانشگاه و قبل از آن گذشته بود بی اختیار - تقریبا- اولین چیزی که به ذهنم رسید جمله ای بود شبیه عباراتی که پیشتر نوشتم.اما سریعا و تقریبا به طور ناخودآگاه تغییر مسیر دادم و آنچه که عنوان شد این بود:" بچه ها برنامه ای که میخوام بنویسید باید این طوری باشد که: اسم یک بچه را می گیره, سن بچه به ماه, وزن و قد و اندازه دور سر و اینکه آیا بچه می تونه بنشینه یا نه؟ و جنسیت بچه را از کاربر دریافت میکند. بعد بر اساس اینکه سن و سایر مشخصات بچه چه طور هست, پیام های متناسب نمایش بدهد.در نمایش پیام ها حتما رنگ زمینه و رنگ قلم را متناسب با جنسیت و نوع پیام تغییر بدهید. از تابع Beep() هم حتما استفاده کنید."
حسی که در دانش جوها به وجود آمده بود فکر میکنم تلفیقی از تعجب, خنده, جذب شدن و شاید هم کمی حس طنز بود.
قرار بر این شد که دانش جوها طبق اذعان خودشان کمی تحقیق میدانی داشته باشند در خصوص تناسب بین سن, وزن, دور سر, قد و جنسیت نوزاد یا همان بچه! دانش جو هایی که از نعمت خواهر/برادر زاده بهره مند بودند کارشون کمی سبک تر بود! - البته قرار نهایی بر این شد که الزاما نیازی به تحقیق میدانی نیست و هر کس می تواند برای خودش یک سری تناسب و معیار برای این برنامه و پارامتر در نظر بگیرد-
نتیجه گیری:
  • کمی خلاقیت در تعیین صورت مسئله می تواند موجب جذاب شدن فضای کلاس برای دانش جو ها بشود.
  • نوع صورت مسئله و نیاز به "تحقیق میدانی" باعث این می شود که دانش جو برای رسیدن به جوابی که در ذهن دارد به افرادی مراجعه کند که بعضا آن افراد از نزدیکان -مادر, پدر, خواهر و یا برادر- هستند, تعاملی که در این بین صورت می گیرد می تواند موجب انتقال انگیزه و تشویق بین سوال شونده و دانشجو بشود.
  • ....
پ.ن: مورد سوم و چهارم و .... نتیجه گیری را شما اضافه کنید.پ.ن: اگر شما خواننده ای این پست, از دانشجویان کلاس هستید, حس تان را موقع طرح صورت مسئله در کلاس برای من بنویسید. و اینکه نتیجه گیری های فوق درست هستند از نظر شما یا نه؟ نظر شما برای من مهم هست! ;-)
  • میثم هوشمند
۱۰
تیر
۹۲

مدتی قبل تر - در حدود 2 سال پیش یعنی! - در وبلاگ "مِی اِکس*" نوشته های فنی یا همون تجربه های کاریمو منتشر می کردم.

که این امر دلایلی داشت,
یکی مستند سازی اتفاقاتی که براشون راه حلی پیدا شده بود و اتفاقا در چند مورد بعدا به همون نوشته ها رجوع کردم و مشکل حل شد

دوم برای تولید محتوای فنی فارسی. محتوای فارسی یک مسئله هست؛ محتوای فنی فارسی مسئله ای دیگر!

که اهل فن دانند و بس!*

سوم اینکه همیشه این حس را داشتم که چقدر خوبه که افرادی که در رشته ای متخصص هستند و بعضا اتفاقا فریلنسر هم هستند با انتشار این محتوای فنی هم کسب اعتبار می کنند و هم کمک می کنند به بقیه ی افراد,

چهارم اینکه ع ِرق داشتن به حوزه ای که در آن فعال هستی, موتور محرک خوبی می تونه باشه برای نوشتن!

پنجم! پـــــنجــــمــــــــِ پنجم اینکه شما بگید!

به نظر شما چی میتونه یک دلیل دیگر باشد برای نوشتن در یک حوزه ی تخصصی صرف! صرفا تخصصی و بدور از پر رنگ شدن احساسات و عواطف ! و با هدف رفع یک مشکل! با هدف ایجاد انگیزه برای حرکت در حوزه ای مشخص!؟؟

پ.ن: * اهل فن دانند و بس! شاید شما هم .... شاید که نه حتما شما هم اهل فن هستید. منتشر کنید. هر چیزی که در حوزه ی کاریتان می تونه موجب پیشرفت دیگران بشه.

پ.ن*: وبلاگ قبلی را لینک نکردم چون الان دیگه روی نت زنده نیست! شاید با دامینی به همین اسم دوباره راه اندازیش کنم.

پ.ن (در حقیقت اصل مطلب اینجاست): چرا با وجود این چهار دلیل و با وجود سابقه در این زمینه یعنی همین نوشتن فنی, اون بلاگ رها شد! و اینقدری که اینجا همت نوشتن هست, اونجا نیست!؟!؟! :-( :-(

پ.ن: منتظر آدرس بلاگ های تخصصی دوستانی که از این نوشته تاثیر گرفتند هستم!

پ.ن: عنوان پست اشاره به تاثیری دارد که از این وبها گرفته ام! این وبهای نوعی البته!

Dot Net Tips

سالار کابلی

روزنوشت های بهساد

وبلاگ محبی | نوشته‌های فنی افشار محبی در فردا پرداز

AfsharM

RahmatRezaei.ToString() 

برنامه نویسی مثل آب خوردنه!؟

MB.Seifollahi

The Coach

وبلاگ رادمان

دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران

etc.

پ.ن: چرا رنج از وبگردی؟!؟!

تجربه ی یک کار مورد علاقه که توضیح دادم +
دلایلی برای نوشتن که توضیح دادم +
عدم حرکت در جهت ارضای این علاقه +
وبگردی های خمار گونه ی حریصانه! = "از این وبگردی رنجیست که می کشیم!"

پ.ن: یک سری سایت برای فعالیت فریلسنرها - نمونه ی اجنبی ایش! -

Elance - Work Diffrently

oDesk

freelancer

  • میثم هوشمند
۰۴
تیر
۹۲

اولین چیزی که بعد از یک جستجوی ساده به زبان فارسی در خصوص یک مطلب فنی -عموما در حوزه ی تخصصی رایانه و البته دیگر حوزه های تخصصی - به ذهن می رسد وجود انبوه سایت ها و مطالب زردی است که در بین نتایج جستجو به چشم  می خورد.

مورد بعدی حجم انبوهی از مطالب تکراری که همگی بدون کوچکترین تغییری زاده ی زوج خوشبخت آقای کپی خانم پیست هستند!

و تنها چیزی که خواننده فارسی زبان - کسی که زبان فارسی می داند و از خواندن متن انگلیسی عاجز هست- خوشحال می کند یافتن حتی یک مطلب حتی در صفحات 10 الی 15 نتایج جستجو است. مطلبی که راه حل مشکلش باشد.

صد البته که همین سناریو, یعنی جستجو برای راه حل یک مشکل در زبان انگلیسی - دیگر زبان ها را استفاده نمی کنم, و خب صد البته که زبان انگلیسی بین المللی هست- با چنین وضعی روبه رو نخواهد شد.

به نظر شما علتش چیست؟

چند نظر مختلف را شاید بتوان مطرح کرد:

1. اغلب صاحبان تکنولوژی و تولید کنندگان زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری از جامعه ی غیر فارسی زبان هستند و این طبیعی هست که مطالب مورد نظرشان را به زبان خودشان منتشر کنند!

2. اصولا فرهنگ به اشتراک گذاری دانسته ها در اروپا و آمریکا و به طور کلی جوامعی غیر از ایران متعالی تر هست و به افراد به یک بلوغ کامل در این زمینه رسیده اند.

3. .... نظر شما چیست؟

قصد طولانی شدن مطلب را ندارم. اما اینکه تا اینجا با مطلب همراه شده باشید کافی است.

عنوان پست گویای همین مسئله هست. نیاز به محتوای فارسی فنی!

در بحثی که در کلاس نرم افزار با دانشجویان داشتیم, برای آسیب شناسی این موضوع یعنی عدم وجود محتوای فارسی فنی, چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی به نتایجی رسیدیم که خوب هست آن ها را با شما به اشتراک بگذارم. در حقیقت این نتایج شامل مواردی هستند که به چند موضوع دامن می زنند:

1. عدم میل به جستجو در میان منابع اینترنتی به زبان فارسی و یا انگلیسی

2. عدم میل به نوشتن و تولید محتوای فارسی فنی

3. عدم حضور در جوامع مجازی تخصصی

که هر یک از این سه موضوع می تواند باعث دامن زدن به دیگر موارد باشند

توضیح اینکه این موارد چند وجهی هستند که در پایان به آن ها اشاره میکنم.

1. عدم وجود محتوای فارسی فنی جزئی

در حال تکمیل

از عنوان پست تقریبا میتوان حدس زد که در مورد چه چیزی صحبت خواهد شد.

البته این نکته را هم بگم که این پست بر اساس مباحثه ای هست که در کلاس نرم افزار که به همت دانشجویان دانشگاه پیام نور دماوند - چه فارغ التحصیل که بانی اصلی بودند و چه سایر دانشجویان که شاگردان خوبی هستند- و همکارم, دایر شده است, نوشته خواهد شد.

به جهت اینکه دست را در حنا بگذارم و دلیلی برای نوشتن آتی این بلاگ داشته باشم تا همین جا را می نویسم

در فرصت بعدی شرح کامل را به انضمام تغییر کلی این پست خواهم نوشت.

 

+ دوستان محترم منتظر آدرس های بلاگ فنی شما هستم!

  • میثم هوشمند